صفحات وابسته

  آئين نامه جديد سازمان مصوب ٢٠/٩/٨٤
  آئين نامه قديم سازمان مصوب ٢٦/٤/٨٠
  آئين نامه مركز مراقبت بعد از خروج
  قانون تبديل شوراي سرپرستي زندانها به سازمان زندانها
  آيين نامه مددكاري اجتماعي سازمان زندانها

 
 
آيين نامه مددكاري اجتماعي سازمان زندانها

آئين نامه اجرايي مددكاري اجتماعي سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور
در اجراي بند هاي (ب) و (ج) ماده 2 قانون تبديل شوراي سرپرستي زندانها و اقدامات تامين و تربيت كشور به سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور مصوب 6/11/1364 مجلس شوراي اسلامي و با اختيار حاصل از ماده 9 قانون مذكور ، آيين نامه اجرايي مددكاري اجتماعي سازمان مذكور به شرح ذيل تصويب شد:
ماده 1 - 
الف) مددكاري عبارت است از : تلاش در جهت فراهم نمودند زمينه هدايت معنوي و مادي مددجو و شناخت تواناييها و مشكلات مددجو  و سعي در بهره ور نمودن استعدادها و چارچوئي نارسايي ها و مشكلات رواني ، اجتماعي و اقتصادي مددجو و تلاش در جهت تطبيق مقتضيات اجتماعي با شرايط فردي مددجو، فراهم آوردن شرايط پذيرش اجتماعي مددجو و سازگاري اجتماعي وي .
ب) مددكار : فردي است كه به دانش مددكاري و علوم اجتماعي و مهارت در تنظيم روابط انساني مجهز است و خدمات مددكاري انجام مي دهد.
د) مددجو: مددجويان موضوع اين آيين نامه عبارتند از كليه افرادي كه بر اساس تصميم مراجع ذيصلاح قانوني در زندان ها ، بازداشتگاه ها، كانون هاي اصلاح و تربيت و مراكز اقدامات تاميني و موسسات وابسته به سازمان زندانها نگه داري مي شوند و نيز محكومان آزاد شده اي كه به مراكز مراقبت بعداز خروج معرفي شده اند و حسب اعلام خود آنان يا مديران واحد هاي ذيربط سازمان زندان ها ، نياز به رسيدگي ، مساعدت يا مراقبت دارند.
تبصره: خانواده افراد مذكور در اين ماده و نيز كليه خانواده هايي كه تحت حمايت انجمن هاي حمايت از زندانيان قرار مي گيرند و نياز آنان به خدمات مددكاري بوسيله مديران انجمن ها اعلام مي شود، نيز مددجو تلقي مي شوند.
ماد 2 اصول مددكاري اجتماعي :
اصولي كه بايد در امر مددكاري رعايت گردد عبارتند از :
الف) اصل قبول يا پذيرش مددجو: مددكار موظف است در هر شرايطي صرف نظر از جنبه هاي عقيدتي ، نژادي ، مالي و غيره مددجو را بپذيرد.
ب) اصل برقراري ارتباط يا ايجاد رابطه : مددكار سعي مي نمايد با بر قراري ارتباط ( فردي) مددجو را مورد شناسائي ، تشخيص و بازتواني قرار دهد.
ج) اصل توجه به كرامت انساني و حفظ شخصيت فرد: مددكار مددجوي خود را فارغ از خصوصيات و اوصاف بروني و دروني پذيرا مي باشد و نيازها و عواطف و شخصيت وي را محترم مي شمارد.
د) اصل مشاركت در فعاليت ها: مددكار بايد تلاش نمايد را در فعاليت هاي گوناگون شركت دهد تا از اين طريق زمينه بروز استعداد ها خود شكوفائي مددجو فراهم گردد.
ه)اصل رازداري حرفه اي : رازداري حرفه اي به عنوان مهم ترين ركن در مددكاري اجتماعي به منظور برقراري اعتماد رعايت مي شود.
و) اصل خود آگاهي مددكار : مددكار بايد نسبت به ضعف ها و نقاط قوت خود آگاه بوده ، از قضاوت ارزشي و يا دخالت دادن احساسات و افكار خود در رابطه حرفه اي خودداري نمايد.
ز) اصل آزادي فكر و باين آزادانه افكار: مددكار با ايجاد محيط صميمي و رفتار صريح و بيان آزادنه افكار خود امكان بيان عقايد و اظهار دردها و كمبودها و نياز را براي مددجو فراهم نمايد و خطر طرد شدن، تحقير و يا مورد خيانت واقع شدن را در مددجو از بين ببرد و بدين ترتيب احساس امنيت را در وي تقويت نمايد.
ماده 3 – اهداف مددكاري اجتماعي
اهداف مددكاري اجتماعي عبارتند از :
الف) ايجاد زمينه هاي لازم در جهت اصلاح ، تربيت و تهذيب مددجويان با استفاده از كارشناسان امور فرهنگي با تكيه به فرهنگ غني اسلامي و دانش رفتار شناسي انساني.
ب) پيش گيري از آثار سوئ ناشي از محبوس شدن فرد.
ج) تلاش در جهت بازسازي شخصيت مددجويان با بهره ورياز سنجش استعداد ها و ظرفيت هاي آنان.
د) دتلاش در جهت تغيير و تعديل تفكر مددجو و كمك به مددجو در جهت پي بردن به واقعيت هاي زندگي.
ه) ايجاد روحيه صبر و توكل و اميد به آينده اي روشن و تلاش در جهت رشد استعداد هاي نهفته به منظور تقويت اعتماد به نفس .
و) فراهم نمودن فرصت براي مسئوليت پذيري مددجويان به آنان به شناخت بيش تر با استفاده از امكانات بالقوه و بالفعل .
ز) آماده سازي زمينه هاي بازگشت مجدد مددجويان به زنگي اجتماعي و تهسيل شرايط پذيرش آنان در محيط خارج از زندان .
ح) شناسائي امكانات حرفه اي و استعداد هاي هنري و علمي و فني مددجو و پيشنهاد طرق بازتواني و اشتغال و خودكفائي مالي مددجو.
ماده4 – وظايف مددكاران اجتماعي
وظايف مددكاران اجتماعي به شرح ذيل است :
الف) تنظيم و تشكيل پرونده شخصيتي مددجويان
ب) بررسي مسائل و مشكلات خانوادگي و رفتاري مددجويان، راهنمائي و ارشاد و ارائه نظرات مشورتي از طريق مصاحبه ، مشاوره و راهنمائي و ...
ج) ارائه نظرات كارشناسي به شوراي طبقه بندي و انضباطي.
د) ارائه پيشنهاد در مورد اعطاي ملاقات مددجويان با خانواده و ساير اشخاص به رئيس زندان .
ه) تشويق و ترغيب مددجويان به شركت در فعاليت هاي گروهي در زندان.
و) ارائه نظارت مشورتي به كارشناسان ، مسئولين زندان و مقامات قضائي در جهت رفع مشكلات مددجويان با رعايت اصل سلسله مراتب.
ز) ارائه نظرات مشورتي در خصوص مددجويان آزاد شده به مراجع ذيصلاح حسب ضرورت.
ح) شناسايي و اظهار نظر در خصوص مددجويان واجد شرايط جهت معرفي به مراكز مراقبت بعداز خروج به موسسات خدمات اجتماعي حسب ضرورت.
ط) بررسي وضعيت معيشتي و خانوادگي مددجويان از طريق مصاحبه با خانواده آنان و عند الا قتضاء تهيه گزارش از وضعيت زندگي خانوادگي مددجو پس از هماهنگي با رئيس زندان.
ي) جستجو راه حل ها، بهره گرفتن از عواطف در كار، يادگيري و تمرين مهارت هاي جديد.
ك) همكاري و تشريك مساعي با مسئو لان و كاركنان ادارات روابط عمومي و فرهنگي تربيتي و ساير مراجع ذيربط.
ل) همكاري با روان پزشكان و رواشناسان تربيتي به منظور شناخت علل ناسازگاري و ناراحتي هاي رواني مددجويان .
م) ارتباط با مسئولان قضائي، اداري، اجرايي و انتظامي به منظور رفع مشكلات مددجو در حدود قوانين و مقررات مربوط، بعداز آزادي مددجو از زندان.
ن) مذاكره با شكات مددجويان و تلاش در جهت آزادي مددجو از زندان.
س) اتخاذ تدابير لازم به منظور لازم به منظور شناسائي مددجويان نيازمند جهت معرفي به انجمن حمايت از زندانيان و ساير موسسات حماتي به منظور دريافت هرگونه كمك.
ع) شناسايي و جلب همكاري افراد خير داوطلب جهت كمك به مددجويان و معرفي آنان به مراجع ذيصلاح .
ف) نظارت بر نحوه فعاليت مددكاران اجتماعي و بررسي پيشنهادهاي آنان.
ص) شناسايي مددجويان نيازمند به امكانات توانبخشي و معرفي آنان به واحد هاي مربوطه حسب ضرورت.
ماده 5 – مددكاران بايد طبق سوگند نامه زير سوگند ياد كنند و متن سوگند نامه را امضاء نمايند.
تبصره : سوگند نامه به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
"من" به عنوان يك مددكار تعليم يافته حرفه اي ، در پيشگاه قرآن كريم به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنم كه روابط حرفه اي خويش را بر طبق منشور اخلاقي مددكار تنظيم و اجرا كنم بدين وسيله رضايت دروني و ايمان و اعتقاد خويش را به اين نكات ابراز مي دارم:
"من" نخستين تعهد پيمان خويش را خدمت راستين به افراد ، گروه ها و جامعه مي دانم، خدمتي كه جهد در بهبود و پيشرفت شرايط اجتماعي را نيز شامل مي گردد.
"من" مسئوليت خدمتي را كه به انجام دادنش مفتخرم با آغوش باز مي پذيرم.
"من" مسئوليت حرفه اي خويش را بر علايق شخصي ترجيح مي دهم و مي كوشم تا منافع شخصي را فداي مصالح عمومي كنم.
"من" تعهد مي كنم كه در پنهان داشتن اسرار مردم از گزند نامحرمان كوشا باشم و اصل راز داري حرفه اي را كه از اصول مهم مددكاري است با آغوش باز مي پذيرم.
"من" به موازين علمي، يافته ها عقايد صاحبنظران با ديده احترام مي نگرم و طريق منطق را براي بيان تعبير آن ها بر مي گزينم.
"من" به اصول حرفه اي مددكاري اجتماعي اعتقادي كامل دارم و اعمال و رفتار خود را بر مبناي علم و تجربه و مهرات هاي مددكاري بنيان مي نهم.
"من" مسئوليت و وظيفه حرفه اي خود مي دانم كه عقايد و يافته هاي علمي و حرفه اي خويش را به خاطر پيشرفت برنامه هاي بهزيستي انسان ها و گسترش خدمات اجتماعي، در اختيار بشريت قرار دهم و حمايتم را از اين طرح ها اعلام مي دارم.
" من" تعهد مي كنم كه در حفظ و حمايت از جامعه بكوشم و در جلوگيري از اعمال غير اخلاقي و ضد ارزش هاي ديني كه توسط اشخاص حقيقي يا حقوقي در جامعه صورت مي گيرد، كوشا باشم.
"من" آمادگي خويش را براي تقديم خدمت لازم حرفه اي در هنگام رويدادهاي ناگهاني و حوادث غير منتظره عمومي اعلام مي دارم.
"من" بين گفتار و كردار خويش به عنوان يك فرد اجتماعي و بين گفتار و كردار حرفه اي خود با عنوان نماينده يك موسسه در جامعه فرق قائلم و با وضوح و صراحت شايسته اين دو را از يكديگر تشخيص و تميز مي دهم.
"من" از اين اصل كه هر حرفه اي لازمش تعليم و تربيت حرفه اي است پشتيباني مي كنم.
"من" عهد مي بندم كه به ايجاد و حفظ شرايت لازمي كه در موسسه هاي مختلف ، مددكاران را قادر مي سازد تا به مفاد منشور اخلاقي عمل كنند كمك كنم.
"من" تعهد مي كنم كه در داوري هاي حرفه اي ، خواست ها عواطف خويشتن را معيار سنجش قرار ندهم، سعي مي كنم كه احساسات انسان ها را درك كنم. از احساسات ، تعصبات و پيشداوري هاي شخصي دوري گززينم تا بدين وسيله به تجلي و كشف واقعيت ها كمك كرده باشم.
"من" برا تحقق بخشيدن به هدف هاي اين منشور ، تعهدات و پيمان هاي خويش را با توجه با حق تقدم موردها، آن طور كه هر موقعيت ايجاب مي كند انجام مي دهم، اصول مددكاري را در نظر مي گيرم و براي انجام دادن خدمت راهي بر مي گزينم كه با روح و مفاد اين منشور اخلاقي وفق دهد.
ماده 6 -  وظايف مدد ياران اجتماعي
وظايف مددياران اجتماعي عبارتند از:
اجراي وظايف محوله از سوي مدير زندان و مددكار مافوق از جمله امور ذيل:
الف) كمك به تشكيل و تنظيم پرونده شخصيتي مددجويان با نظارت مددكار اجتماعي حسب ضرورت .
ب) كمك به مددكاران اجتماعي در تشكيل جلسات گروهي با مددجويان و استفاده از راهكارهاي مناسب جهت ريشه يابي و حل مسائل و مشكلات آنان با نظارت مددكار اجتماعي.
ج) تشريك مساعي در درك و تشخيص مشكل مددجويان با مددكار اجتماعي .
د) كمك به پيگيري پرونده قضائي مددجويان و عندالزوم مطالعه آن با ارائه معرفي كتبي از زندان با نظارت مددكار اجتماعي .
ه) كمك به مددكار اجتماعي در خصوص رضايت شكات.
و) نگه داري و طبقه بندي كليه گزارش ها، تشكيل پرونده و انجام ديگر مكاتبات مربوط.
ز) جمع آوري درخواست هاي مددجويان و ارائه آن به مددكاران اجتماعي.
تبصره مددياران موظفند در جهت انجام ماموريتهاي خود حسب نظر مقامات قضائي ذيربط همكاري لازم را معمول دارند.
تبصره : سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربتي كشور مي تواند جهت نيل به اهداف مندرج در ماده 3 اين آيين نامه از خدمات مددكاران و مدديارا اجتماعي نهادها و موسسات دولتي و غير دولتي و ساير اشخاص حقيقي به صورت افتخاري استفاده نمايد.
ماده 7 -  تشكيلات:
1- در هر زندان واحد مددكاري با حضور تعداد كافي مددكار و مدديار تشكيل مي شود.
2- نظرات كارشناسي مددكاران بايد به طور جدي ملحوظ نظر شوراي طبقه بندي زندان و قاضي ناظر زندان قرار گيرد.
3- محاكم و قضات اجراي احكام به هنگام پيگيري مشكلات مددجويان بايد حرمت مددكاران را محفوظ داشته و نظرات آنان را استماع و در حد مقررات قانوني مورد عمل قرار دند.
4- آزادي مشروط زندانيان و عفو وتخفيف مجازات زندانيان و همچنين مرخصي و ملاقات آنان در مواقعي كه مددكاران اجتماعي تشخيص مي دهند توسط رئيس زندان پيگيري خواهد شد.
5- انجمن حمايت زندانيان، اداره بهزيستي و ساير موسسات خيريه در حد مقررات با مددكاران اجتماعي همكاري مي كنند.
ماده 8 - 
واحد مددكاري آمار فعاليت هاي ماهيانه خود را در 3 نسخه تهيه و به مدير واحد خود اداره كل اقدامات تاميني سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور و رئيس دادگستري حوزه قضائي ارسال مي نمايد.
ماده 9 - 
بودجه واحد مددكاري در بودجه ساليانه هر اداره كا منظور و از محل اعتبارات مصوب پرداخت مي شود.
ماده 10 -  اين آيين نامه مشتمل بر 9 ماده و 4 تبصره بنا به پيشنهاد وزير دادگستري و رئيس سازمان زندان ها در تاريخ 26/6/1379 به تصويب رئيس قوه قضائيه رسيد.




 
منوی اصلی